تحقیق - گنبد رسول خدا - برآمدگی - قبه الخضرا - وهابیت
گنبد حرم رسول خدا صلی الله علیه وآله ، کبود رنگ بود، در روزگار سلطان عبدالحمید عثمانی به رنگ سبز درآمد و از این زمان به بعد، به قُبّة الخضراء شهرت یافت؛ گنبدی که در ابتدا از چوب ساخته شده بود و به دلیل تخریب در آتش سوزی قرن هفتم هجری، از سنگ ساخته شد و دوران عبدالحمید عثمانی که تعمیرات اساسی بر ان انجام گرفت. پیش از آن در سال 892 هـجری قمری، تعمیراتی در گنبد بزرگ حرم نبوی انجام گرفته بود اما دوباره در دوره ملک محمود خان تجدید بنا شد. شکاف هایی در قسمت بالایی آن پدید آمده بود که باعث شد قسمت های بالا، تخریب شده و دوباره ساخته شود؛ در نهایت استحکام و در نهایت ادب و احترام، بی آنکه ضربه شدید و لرزشی ایجاد شود. این تعمیرات با نصب تخته هایی در حدّ فاصل دو گنبد زیری و بالایی، برای جلوگیری از ریزش ها بر حجره و حرم پایان یافت. در این تجدید بنا بیشتر مردم مدینه و فرزندانشان به عنوان تبرّک شرکت جستند. پس از پایان بنا، هدایایی که از سوی پادشاه برای اهل مدینه فرستاده شد، بطور یکسان میان همه تقسیم گردید. این واقعه در سال 1233 هـجری قمری واقع شد. سپس در سال 1253 هـ .ق. به دستور پادشاه، گنبد مطّهر را به رنگ سبز، رنگ آمیزی و جاهایی از مسجد را نیز مرمّت کردند. به گزارش حج بنا به نقل تاریخ، رنگ قبّه شریف، پیشتر به رنگ کبود بوده است; به رنگ لوح های مسی که بر آن بود. همه ساله آن رنگ را تا زمان ما (1289 ق.) تجدید می کنند. پیش از این، آن را گنبد سفید، سپس گنبد کبود یا گنبد بزرگ می نامیدند و اکنون به گنبد سبز «قبّة الخضراء» معروف است.
ولی میخوام نظراتی رو که درباره ی این جسم نامعلوم! مطرح هست رو نقل ونقد کنم:
الف - در جریان تخریب قبور ائمه یکی از وهابیون برای تخریب گنبد حضرت رسول (ص) و برای بمب گذاری به بالای گنبد می رود که ناگهان صاعقه ای با او بر خورد می کند و او همانجا خشک می شود بعدها وهابیون هرکاری می کنند که جسد او را جدا کنند موفق نمی شوند و ناچار می شوند به گونه ای که در تصاویر مشهود است استخوانهای او را پنهان کنند.
نقد:
1- جسد؟ بدن انسان چند وقت میتونه سالم بمونه؟ اگه این اتفاق هم افتاده بود حتی اگه به یه بنّا هم میگفتن! میتونست بدن اون وهابی رو با کاردَک بتراشه تا اینطوری مایه ی ننگ و رسوایی سوال براشون نباشه!!
2- بفرض اگه قبول کنیم این برجستگی، ناشی از پوشوندن جسد انسانه! چرا رفته اون بالا؟ واسه بمب گذاری؟!!!
هر عقل سالمی میدونه برای تخریب یه جسم سنگین یا بزرگ باید اول پایه های اون رو آسیب برسونن! بمب گذاشتن روی نوک گنبد که حداقل تخریب رو به دنبال داره!
نمونه های دیگه هم از بمب گذاری حرم ها داریم که وهابیت خبیث ستون های اصلی رو در حرم مطهر سامرا به بمب بستند.
نتیجه: بنا بر اشکالهایی که به این نقل هست ، جریان جسد بسیار بعید به نظر میرسه..
ب - گویا در زمان عثمان مدینه خشکسالی بی سابقه ای شده بود. مردم به خانه عایشه رفتند تا از او بخواهند برای نزول باران دعا کند.که عایشه توصیه می کند به قبر پیامبر متوسل شوید و از پیامبر بخواهید برای شما طلب باران کند. روزنه ای را از سقفی که برای پیامبر ساخته اید به سوی آسمان باز کنید تا آسمان با دیدن قبر پیامبر ابرهای رحمت الهی را به خود جذب کند. مردم این کار را کردند و باران هم بارید. مردم پنجره ای در جای آن روزنه ساختند و تا قرنهای نهم رسم مردم این بود که هر گاه خشکسالی بود و مردم نماز استسقاء میخواندند این پنجره را باز میکردند و البته نتیجه خوبی هم میگرفتند. تا این که قبه خضراء در زمان عثمانی ساخته شد و به خاطر ویژه بودن این روزنه شکل و شمایلی هم به آن دادند که از دور شبیه قبر به نظر میرسد.
برای بررسی این نقل به این جریان توجه کنید...
در تاریخ اعثم کوفی آمده: هنگامی که ابوموسی اشعری شهر شوش را فتح نمود در آنجا اتاقی قفل شده دید، دستور داد قفل را شکستند، پس در میان اتاق سنگ بزرگی به شکل قبری دید که در میان آن جسدی که با طلا کفن شده بود مشاهده نمود، ابوموسی از بلندی قد آن جسد در شگفت شده از اهل آنجا از هویت آن پرسش نمود؛ گفتند: او مرد درستکاری بوده که در عراق میزیسته و عراقیها به وسیله او از خدا طلب باران مینمودهاند، از قضا در سالی ما دچار خشکی و بیبارانی شدیدی شده او را از عراقیها درخواست نمودیم تا نزد ما بیاید و برای ما طلب باران کند. ولی آنان از فرستادن وی امتناع ورزیدند از ترس این که مبادا او را بازنگردانیم و لذا ما پنجاه نفر به عنوان گروگان نزد آنان فرستادیم تا او را بفرستند پس او را فرستادند و برای ما طلب باران نمود و خداوند به وسیله دعای او برای ما گشایش نمود، و ما از پنجاه نفر خود صرف نظر کرده او را در همین جا نگه داشتیم تا این که نزد ما وفات نمود. ابوموسی جریان را به عمر نوشت، عمر چگونگی و صحت و سقم این داستان را از صحابه پرسش نمود، هیچ کس در این رابطه اطلاعی نداشت بجز امیرالمومنین علیه السلام که فرمود: این دانیال است که از پیامبران الهی بوده و در زمان پادشاهی بختالنصر و شاهانی دیگر میزیسته، و شرح زندگانی او را تا زمان مرگش بیان داشت؛ و به عمر فرمود: به ابوموسی بنویس جسد را بیرون آورده و در جایی به دور از دسترس اهل شوش دفن نماید. عمر جریان را به ابوموسی نوشت ابوموسی دستور داد رودخانه را (که از کنار شهر میگذشت) خشک نموده و قبری در وسط آن حفر و دانیال را در آن دفن کنند و آنگاه آن را با سنگهای بزرگ، مستحکم نموده آب را بر روی آن جاری ساخت.
منابع: 1- بن مایه: فصل سی و هفتم (حکم بر خلاف دیگران) از کتاب قضاوتهای حضرت علی (ع) 2- تاریخ اعثم کوفی
نقد:
1- پیامبران خدا همیشه مایه ی رحمت وبرکت برای اهل زمین بوده اند ودر اقوام پیشین تا زمانیکه پیامبری در میان قومی بود، خداوند به آبروی او آن قوم را عذاب نمی کرد!
با توجه به این نقل بعید نیست که سقف خانه ی رسول خدا رو اندازه ی یک پنجره بر داشته باشن تا بواسطه ی قبر منور رسول خاتم صلی الله علیه وآله مورد لطف وعنایت خداوند قرار بگیرند... ولی وهابیت خبیث چون هر اثری که مسلمین را ازمقام ومنزلت رسول خدا وخاندان مطهرش آگاه سازد معدوم میکنند، این پنجره راهم مسدود کرده وباطناب بستند. (استاد تاریخ ماهم این قول روبا ارائه ی سند! پذیرفت.)
تفسیر روح المعانی، ج 4 تا 6 ، ص 114 و 115
ج - بعضی هم که این برآمدگی را پنجره میدانند هم براین عقیده اند که جهت تهویه هوای بین گنبد زیرین و گنبد اصلی قرار داده شده است!
به هر حال ایشالا یکی پیدا بشه و ما رو از جریان حقیقی این جسم نامعلوم آگاه کنه!
نشد هم خیالی نیست...وقتی آقامون اومد، ازشون سوال میکنیم!!
اللّهم عجّل لولیّک الفرج
خدقوت خسته نباشید